|
بسم الله الرحمن الرحیم

عنوان : بسترهای فکری و فرهنگی لازم جهت اصلاح الگوی مصرف
نویسنده:
مجتبی ابراهیمی
استان : سمنان
شهرستان : شاهرود
مهر ماه سال اصلاح الگوی مصرف ((1388))
بسترهای فکری و فرهنگی لازم جهت اصلاح الگوی مصرف

تغییر ، تحول و اصلاح در هر جامعه ای مستلزم لوازم و زیر ساخت هایی است که باید با نگاهی کاملا فرهنگی ، علمی و حساب شده و با توجه و دقت به همه جوانب آن صورت پذیرد . اساسا جامعه ای می تواند در بخشی یا بخش هایی تغییر کند و یا اصلاح پذیر شود که بپذیرد ، دچار مشکلاتی است و اگر اقدام به حل آن نکند، به بحران های غیر قابل کنترل مبتلا می شود ؛ به عبارت دیگر این مجموعه باور ، اعتقاد و فرهنگ است که تحول و اصلاح را شکل می دهد و اگر نباشد ؛ مطمئنا نمی توان به فرجام تدبیر و برنامه ریزی به تنهایی و با بخشنامه و دستورالعمل امید وار بود .
حقیقت این است که مردم ایران زمین ، دارای فرهنگی غنی ، تمدنی کهن ، شعور و تدبیری بالا و مثال زدنی هستند و همواره در طول تاریخ نشان دادند که خواستار درست زیستن و درست خواستند و بر این باورند که باید نیازهای خود را با دانایی و دور اندیشی تامین کنند و اساسا در طول تاریخ با اشرافی گری ، ریخت و پاش ، تجمل گرایی و پول پرستی میانه خوبی نداشته اند و همواره بر علیه آن قیام کرده اند
البته این خاستگاه بدین معنی نیست که چشم مان را بر واقعیت ها ببندیم و خود را ملتی تلقی کنیم که هیچ مشکلی در وضعیت و نحوه زندگی خود ندارد .
آنچه از آمار و ارقام به دست می آید ، نشان می دهد که الگوی مصرف مناسبی نداریم و جزء کشورهای پر مصرف هستیم که باید و ناچاریم برای رسیدن به وضعیتی مطلوب تلاش منسجم ، عمومی و شایسته ای انجام دهیم .
اولین کاری که باید انجام شود، این است که همه به این باور و یقین برسند که باید تغییر کنیم و اساسا اگر تحول و اصلاحی در ساختار و نوع مصرف کردن انجام ندهیم مشکلات فراوانی را متحمل خواهیم شد
برای فراهم آمدن این بستر، لازم و ضروری است که به زمینه های فکری و فرهنگی توجه شود و البته نهاد ها و گروه های متولی فرهنگ عمومی نقش تعیین کننده ای ایفا می کنند که مهمترین آنها عبارتند از :
نهاد خانواده
خانواده به عنوان مهمترین ، بهترین و اساسی ترین بنیان اجتماعی وظیفه بالایی در روند شکل گیری شخصیت اعضاء خود دارد . مهمترین فاکتور هایی که تاثیر مناسب و قابل توجهی در محیط خانواده بر تک تک افراد خود دارد عبارتند از :
1.هم خونی و وابستگی
2.پیمان همزیستی
3.حاکمیت عشق ، دلسوزی و محبت
4.احساس همبستگی ، تلاش و کمک در رشد و تعالی یکدیگر
5.قابلیت بالای فراگیری و اعمال تدبیر ، مدیریت و برنامه ریزی
6.فراوانی و تنوع انگیزه ها در تمایلات رشد مادی و معنوی
7.الزام همه اعضاء خانواده و توجه آنها به باید ها و نباید ها
محیط خانواده به عنوان بهترین مکان آرامش اعضاء خود و بالاترین ظرفیت به جهت وابستگی تک تک افراد به یکدیگر و اساسی ترین محیط در جهت شکل گیری علاقه ، عشق ، دلسوزی و محبت به یکدیگر برای درک باید ها و نباید های دینی و ملاحظات اخلاقی و نیز محیط مناسب برای فراگیری و اعمال مدیریت و برنامه ریزی در مسیر رشد مادی و معنوی و محیط مستعدی در جهت آماده نمودن افراد برای ورود به جامعه است که البته در درجه اول به عهده پدران و مادران و در ادامه آن آموزش و پرورش و سایر نهادهای دینی و فرهنگی است تا روح تربیت دینی و اخلاق اسلامی را به این محیط بدمند تا شاهد رشد و شکوفایی معنوی و مادی خانواده ها باشیم .
پدر و مادر با توجه مضاعف به احکام نورانی اسلام درمسیر درست زیستن ، درست مصرف کردن و تمیز دادن نیازهای واقعی از غیر واقعی و فراهم نمودن نیازهای واقعی تک تک اعضاء خانواده و آموزش مهارت های زندگی و تدبیر معاش می توانند در مسیر اصلاح الگوی مصرف گام موثر و مفیدی بردارند .
حوزه های علوم دینی ؛ علما ، روحانیت ، ائمه جمعه و جماعات ، خطبا ، وعاظ و مبلغین .
جامعه اسلامی برای تغییر و تحول و اصلاح ، پتانسیل های بسیار خوبی دارد که از جمله آن می توان به حوزه های علوم اسلامی اشاره کرد . ورود دین به عرصه اجتماع از بدو خلقت و عجین بودن دین و مذهب با کلیه امور فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و سایر شئونات مردم و همچنین پیوند مردم با فرستادگان الهی ، رهبران ، پیشوایان و عالمان دینی بالاترین ظرفیتی است که می توان در مسیر اصلاح و تغییر و تحول از آن بهره جست .
در حوزه علوم اسلامی و معرفت دین ، ساختارشناسی یک امر متداول است و عالم دینی سعی می کند فرایند مسائل دینی را به شکل ساختاری و زیر بنایی با توجه به مستندات صحیح و از عمق و جان دین حل و فصل نماید ؛ بنابراین بسط و توسعه مبانی اعتقادی و تمام ظرفیت های دین خلاصه در نماز ، روزه ، حج و ..... نمی شود ؛ بلکه توقع دین از عالم دینی به استعداد رساندن همه ی ظرفیت ها و امکانات دین در کلیه ی مسائل و محدثات برای تمام بشریت در تمام زمان هاست ؛ بنابراین کار عالم دینی در حل مشکلات بشر مهمترین و با ارزشمندترین و در حقیقت سخترین کارهاست
در طول تاریخ مردم ما ارتباط ناگسستنی با علما و روحانیت داشته اند و همواره دنباله رو آنها بوده اند؛ تاریخ هرگز فتوای مرحوم میرزای شیرازی در تحریم تنباکو را فراموش نمی کند و این مهم وظیفه عالمان و دانشمندان دینی را بس سنگین تر و در عین حال زیبا و ماندگار می سازد .
علمای دین و روحانیت به عنوان رهبران فکری و دینی مردم وظیفه دارند ظرفیت های دینی ، زمینه های فرهنگی و معرفتی اصلاح الگوی مصرف را با تکیه بر داشته های معنوی و دینی و با استفاده از قرآن ، احادیث و روایات معصومین ( علیهم السلام ) فراهم سازند.
این ظرفیت ها عبارتند از :
1 . آیات و روایات مربوط به درست زندگی کردن ، درست مصرف کردن
2 . آیات و روایات مربوط به اسراف
3 .آیات و روایات مرتبط با صرفه جویی و تدبیر معاش
4. آیات و روایات مربوط به اصلاح معاش و امور زندگی
5. بازشناسی احکام فقهی پیرامون اسراف
6 . باز شناسی و بازخوانی احکام فقهی پیرامون صرفه جویی و درست مصرف کردن
7. باز شناسی احکام فقهی پیرامون اصلاح روند زندگی ، تعاملات اقتصادی
عالم دین باید در بروز و ظهور اخلاقی شدن جامعه و شکوفایی معنوی آن همچنان پرچمدار و در صف مقدم باشد . دانشمند دین همواره با حکمت و درایت خود در رهبری جامعه ضمن اینکه با سیره عملی خود احکام نورانی اسلام را زنده نگه می دارد ، باید با تکیه بر مستندات دین از استعداد و قدرت بازدارندگی دین در اجرای احکام الهی و ترویج آن استفاده نماید .
دین مبین اسلام برای تمام زندگی انسان در همه ادوار و زمان ها و سنین مختلف ؛ حتی قبل از انعقاد نطفه در رحم مادر دارای برنامه است و انتظار خداوند ازعالمان دین ؛ به عنوان وارثان انبیاء و امامان این است که با استخراج احکام نورانی دین و برنامه سعادت بشری ،استعداد و توان دین در حل مشکلات و معضلات اجتماعی را به نمایش بگذارند و البته کار به همین جا ختم نمی شود ؛ بلکه به کار بستن ، ترویج و تبلیغ آن و همچنین تلاش و برنامه ریزی برای عملیاتی کردن آن وظیفه خطیری است که باید به دست توانمند دلسوزان و متخصصین دین انجام پذیرد ؛ همچنین ائمه جمعه و جماعات ، خطبا ، مبلغین و سایر روحانیت معظم با آگاهی و درایت همواره مردم را برای انتخاب مسیر درست یاری نموده و راه درست زیستن را تبلیغ نمایند.
آموزش و پرورش و دانشگاه
در هر تغییر و اصلاحی بستر هایی لازم است و با فقدان آن زمینه ها نمی توان توقع داشت که حرکتی اساسی صورت گیرد . یکی از مهمترین بسترها ، نهاد آموزش و پرورش است . آموزش و پرورش با توجه به نوع ماموریت و وظایف آن در امر تعلیم و تربیت می تواند ضمن آموزش اساسی ((درست مصرف کردن )) این مهم را در تک تک دانش آموزان نهادینه کند . اساسا فقدان درسی تحت عنوان درس درست مصرف کردن یا الگوی مناسب مصرف در مدارس ما مشهود است.
حتی اگر دقت کنیم متوجه خواهیم شد که ما در کتب مختلف آموزشی به جای اینکه درست مصرف کردن را آموزش دهیم ، نوعی مصرف گرایی و نامنظمی در اقتصاد را آموزش داده و رواج می دهیم ؛ بنابراین تنها راهکار اساسی در حل مشکل توجه عمیق به کارکرد مهم آموزش و پرورش و دنبال نمودن پایه و اساس کار در جهت دار بودن علوم است . به اعتقاد من اگر درس ریاضی ، ادبیات ، اقتصاد، اجتماعی و .....در مقاطع مختلف اخلاق ، تربیت ، نظم ، کسب مهارت های زندگی ، الگوی مناسب درست مصرف کردن و ....را القاء نکند ؛ مطمئنا در نوع جهت گیری دچار اشتباه شده ایم و باید برگردیم و زاویه نگاهمان را تغییر دهیم .
بنابراین نهاد تعلیم و تربیت باید با پشتوانه علمی حوزه معرفت دینی اداره شود و تمام کتب آموزشی در جهت منافع مادی و معنوی و با زیر ساخت کاملا اسلامی و هم جهت با نظام هستی و الهی تدوین شود و تنها شعار دادن هم مشکلی را حل نمی کند ؛ بلکه اگر توقع داریم در سطح جامعه شاهد گسترش معنویت به معنای واقعی باشیم و انتظار داریم مسائلی چون الگوی مصرف را اصلاح کنیم باید نوع نگاهمان به کلیه امور از زاویه دین باشد و البته دستگاه آموزش و پرورش و دانشگاه باید پیشاپیش این حرکت مقدس اصلاح شوند. دانشگاه با تغییر اساسی حقیقتا باید اسلامی شود ؛ بدین معنا که زیرساخت های آن براساس معنویت و با جهت گیری دینی تعریف شود و البته بومی سازی و توجه به نیازهای روز جامعه نشاط لازم را برای حضور دانشگاه در عرصه های مختلف فراهم می سازد . دانشگاه باید با تکیه بر معنویت و تخصص در بطن جامعه حضور پیدا کند و تهی بودن آن از هر کدام از این دو ، اهداف متعالی را تامین نمی کند . اصلاح الگوی مصرف در جامعه با حرکت و جنبش فرهنگی و علمی و با پافشاری بر حاکمیت دانش و ارزش درحوزه و دانشگاه امکان پذیر می گردد .
رسانه ملی ، مطبوعات و سایر نهاد های فرهنگی
رسانه ملی و مطبوعات و نهادهای فرهنگی از مهمترین و کارامد ترین ابزارها و امکانات تبلیغ هستند که در سطح عمومی وظیفه دارند با استفاده از عالمان ،متخصصان و کارشناسان مذهبی ونیز سایرکارشناسان این دغدغه ( که واقعا باید جامعه به سمت اصلاح واقعی الگوی مصرف حرکت کند ) را برای عموم مخاطبین خود ایجاد کنند.
و البته جامعه ما نیازمند دو برنامه کوتاه مدت و بلند مدت است که با توسعه بستر های مناسب تغییر روند موجود و استفاده از کارشناسان و متخصصان در حوزه و دانشگاه می توان راهکارهای اصلاح و تغییر و نیز درست زیستن را پیدا نموده و به مردم ارائه نمایند .
رسانه ملی با شناسندن وضعیت فعلی و مشکلات و پیامد های آن می تواند زمینه های ذهنی و روانی تغییر و تحول را در جامعه ایجاد کند که واقعا این بخش مهمی از کار است ؛ بنابراین تا جامعه ای به این یقین نرسد که باید اصلاح شود ؛ فقط ممکن است در ظواهر تغییراتی انجام دهد ؛ اما نمی توان توقع داشت که به شکل اساسی و واقعی مشکلات خود را حل نماید ؛ البته باید این موضوع با زیرکی و در قالب برنامه های هنری و فیلم و نمایش باشد تا تاثیر بیشتری بر مخاطبان داشته باشد . همچنین رسانه ملی باید بااهمیت دادن به بخش کودکان و نوجوانان و با ساخت برنامه ها ی فراخور ؛ مانند : کارتون ، انیمیشن و فیلم های کودکان و نوجوانان با قوت این موضوع را در بین کودکان و نوجوانان دنبال نماید .
روحیه بسیجی و فرهنگ بسیج
توسعه معنویت و حاکمیت دین و ارزش های والای انسانی محصول پافشاری و ایستادگی انسان های مخلص و از جان گذشته است و بسیجی پرچمدار این حرکت الهی است . بسیجی با تشخیص ارزش از غیر ارزش راههای حاکمیت معنویت و ارزش را در جامعه هموار می کند . نگاه بسیجی به مسائل کشورش ، نگاهی کاملا علمی ، فرهنگی بر مدار اصول و ارزش های والای انسانی است و همواره روحیه ایثار ، فداکاری ، تحمل و بردباری را در جانش پرورش می دهد . او تلاش می کند تا دیگران خوب زندگی کنند و خوب زندگی می کند تا برای دیگران الگو باشد . فرهنگ بسیج و بسیجی مهمترین استعداد در جهت اجرایی نمودن اصلاح ، تغییر و تحول است و موهبتی بی بدیل در گذر از تمام بحران هاست و اگر نوع الگوی مصرف را در کشور عزیزمان بحران بدانیم ، بهترین مسیر گذر از این بحران و بهترین رویکرد مدیریتی به این بحران نگاه بسیجی و عبور با ظرفیت و جایگاه مردمی این پایگاه مقدس است . بسیجی باید با علم ، معنویت ، درایت و با تلاش و فداکاری از تمام ظرفیت های خود در حوزه و دانشگاه استفاده نماید و راههای اصلاح الگوی مصرف را پیدا نموده ودر جهت حاکمیت آن تلاش نماید . بسیجی پس از مسلح شدن به سلاح معنویت و دانش همواره سعی می کند ، معضلات ، مشکلات و بحران ها را رهبری کند و البته تاکنون هر جا فرهنگ بسیج و بسیجی حاکمیت یافته است ، نتیجه ای جز پیروزی ، موفقیت و کامیابی حاصل نگردیده است .
|