امروز : چهارشنبه - 17 شهریور 1389 - 28 رمضان 1431 - 7 سپتامبر 2010
آخرین بروز رسانی:  چهارشنبه, 17 شهریور 1389
   
     
     
 
رمزعبور خود را فراموش کردید؟ ایجاد یک حساب کاربری
 
 
 

بازدید از سایت

    صفحه اصلی ویژه ها داستان داستان فقر توام با صبر  

داستان فقر توام با صبر مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط مجتبی ابراهیمی   
دوشنبه, 18 آبان 1388 ساعت 12:04

بسم الله الرحمن الرحیم

داستان و حکایت نقش ارزنده ایی در زندگی انسان ایفا می کند وبرای پند آموزی و درس گرفتن گزینه غیر قابل انکار است

. درزندگی گذشتگان و نیز جهانی که زندگی می کنیم ، اتفاقات زیادی  افتاده و در حال وقوع است که با درس آموزی از آن

، مسیرزندگی انسان ها تغییر می کند  .  البته ما بر این باور و اعتقادیم که حتی نقل حکایت های تلخ نیز در سرنوشت

انسان ها  تاثیر به سزایی دارد ؛ اما افزایش روحیه امید و نشاط رسالتی است که هماره از مهمترین دغدغه های ما به

شمار می رود ؛ بنابراین  ما قصد داریم دوستان هیات و خانواده های محترمشان را هر هفته میهمان حکایتی کوتاه و پند

آموز کنیم و ضمن نقل حکایت نکات نغز و قابل تامل آن را بیان نماییم . از همگی علاقمندان که از این به بعد حکایت های

شیرین و شنیدنی خود را برای ما ارسال می کنند و یا پس از مطالعه حکایت نکات نغز و پند آموز آن  را یاداشت و برای ما

می فرستند  تا دیگران نیز از فضای تجربه و ذهنشان استفاده ببرند ،  کمال تشکر و قدر دانی را داریم . ضمنا از شما تقاضا

داریم ، منابع حکایت و داستان را ذکر نمایید ؛ همچنین حتما نام و نام خانوادگی خود ،جهت ثبت حکایت یا برداشت و نکته

سنجی شما از حکایت های نقل شده را فراموش نکنید .

 

 

 

فقر توام با صبر

 

یکی از علمای عامه نقل کرده است که یک نفر اعرابی وارد مدینه شد و از کریم ترین افراد سوال کرد . گفتند حسین ابن

علی (ع) است. خدمت حضرت آمد و عرض کرد : دیه کامله یک نفر بر ذمه من است ( که هزار دینار است ؛ یعنی هزار مثقال

طلا ) به شما پناهنده شده ام .

حضرت فرمود : سه مساله از تو می پرسم اگر هر سه را جواب دادی تمام دین تو را می پردازم . اگر دو سوال را جواب

دادی ، دو ثلث و اگر پاسخ یک سوال را دادی ، یک ثلث از دینت را می پردازم .

عرض کرد : آقا ، دانای مثل شمایی از من نادان بیابانی سوال کند ، من چه می توانم جواب دهم ؟

حضرت فرمود : بخشش به اندازه دانش است 1. بگو ببینم راه نجات از هر شدتی چیست ؟  عرض کرد : تکیه بر خدا .

حضرت او را تصدیق و مدح نمود و فرمود : آری این راه نجات است . بعد سوال فرمود که : زینت انسان به چیست . عرضه

داشت : به علمی که توام با حلم باشد . حضرت فرمود اگرعلم با حلم نباشد؟ عرض کرد غنایی که به اکرام همراه باشد .

حضرت فرمود اگر این هم نباشد ؟ عرض کرد فقری که با صبر توام باشد و شاهد ما هم در همین نکته است و خوش به حال

کسی که چنین نعمت بی حسابی را در خود جمع کرده است . حضرت فرمود : درست گفتی .

آن وقت امر فرمود : هزار مثقال طلا به او بدهند و البته آن فرد اهلیت هم داشت ؛ چون مرد با کمالی بود . حضرت علاوه بر

آن انگشتری که دویست درهم قیمت داشت به او مرحمت کرد .

ماخذ : معراج ، ص 219

  1. « المعروف بقدر المعرفه »

در بررسی این حکایت نکات ارزنده و پر مغزی وجود دارد که به تعدادی از آنها اشاره می کنم .

1. توجه و اتکا به خداوند همه مشکلات را حل می کند .

2. انسان برای اکرام شدن سراغ کریم ترین ها برود .

3. بخشش در مسیر علم آموزی ارزش والایی دارد .

4. علم آموزی موجب حصول  نعمت های الهی می شود .

5. ادب و معرفت بهترین سرمایه محسوب می شود .

6. علم بدون حلم ارزش چندانی ندارد .

7. ثروت و مال بدون اکرام کردن دیگران ، پستی و خواری به همراه دارد .

8. کسی که فقر را با صبر در خود جمع کرده است ، انسان ثروتمندی ایست که نمی توان ثروتش را شمارش کرد .

با تشکر و سپاس

مجتبی ابراهیمی >>>>


(5 امتیاز)
 
نظر یافت نشد.: ArticleID=0
 

     کلیه حقوق مادی و معنوی برای وب سایت هیات مذهبی محبین پیامبر اعظم (ص) محفوظ است.
     نقل مطالب با ذکر منبع و درج لینک منبع مجاز است.
     پیاده سازی و توسعه وبسایت توسط تیم جوملاسازان

پایگاه فرهنگی اطلاع رسانی هیات مذهبی محبین پیامبر اعظم - حسین آبادیهای مقیم شاهرود