|
بسم الله الرحمن الرحیم
داستان و حکایت نقش ارزنده ایی در زندگی انسان ایفا می کند وبرای پند آموزی و درس گرفتن گزینه غیر قابل انکار است
. درزندگی گذشتگان و نیز جهانی که زندگی می کنیم ، اتفاقات زیادی افتاده و در حال وقوع است که با درس آموزی از آن
، مسیرزندگی انسان ها تغییر می کند . البته ما بر این باور و اعتقادیم که حتی نقل حکایت های تلخ نیز در سرنوشت
انسان ها تاثیر به سزایی دارد ؛ اما افزایش روحیه امید و نشاط رسالتی است که هماره از مهمترین دغدغه های ما به
شمار می رود ؛ بنابراین ما قصد داریم دوستان هیات و خانواده های محترمشان را هر هفته میهمان حکایتی کوتاه و پند
آموز کنیم و ضمن نقل حکایت نکات نغز و قابل تامل آن را بیان نماییم . از همگی علاقمندان که از این به بعد حکایت های
شیرین و شنیدنی خود را برای ما ارسال می کنند و یا پس از مطالعه حکایت نکات نغز و پند آموز آن را یاداشت و برای ما
می فرستند تا دیگران نیز از فضای تجربه و ذهنشان استفاده ببرند ، کمال تشکر و قدر دانی را داریم . ضمنا از شما تقاضا
داریم ، منابع حکایت و داستان را ذکر نمایید ؛ همچنین حتما نام و نام خانوادگی خود ،جهت ثبت حکایت یا برداشت و نکته
سنجی شما از حکایت های نقل شده را فراموش نکنید .

فقر توام با صبر
یکی از علمای عامه نقل کرده است که یک نفر اعرابی وارد مدینه شد و از کریم ترین افراد سوال کرد . گفتند حسین ابن
علی (ع) است. خدمت حضرت آمد و عرض کرد : دیه کامله یک نفر بر ذمه من است ( که هزار دینار است ؛ یعنی هزار مثقال
طلا ) به شما پناهنده شده ام .
حضرت فرمود : سه مساله از تو می پرسم اگر هر سه را جواب دادی تمام دین تو را می پردازم . اگر دو سوال را جواب
دادی ، دو ثلث و اگر پاسخ یک سوال را دادی ، یک ثلث از دینت را می پردازم .
عرض کرد : آقا ، دانای مثل شمایی از من نادان بیابانی سوال کند ، من چه می توانم جواب دهم ؟
حضرت فرمود : بخشش به اندازه دانش است 1. بگو ببینم راه نجات از هر شدتی چیست ؟ عرض کرد : تکیه بر خدا .
حضرت او را تصدیق و مدح نمود و فرمود : آری این راه نجات است . بعد سوال فرمود که : زینت انسان به چیست . عرضه
داشت : به علمی که توام با حلم باشد . حضرت فرمود اگرعلم با حلم نباشد؟ عرض کرد غنایی که به اکرام همراه باشد .
حضرت فرمود اگر این هم نباشد ؟ عرض کرد فقری که با صبر توام باشد و شاهد ما هم در همین نکته است و خوش به حال
کسی که چنین نعمت بی حسابی را در خود جمع کرده است . حضرت فرمود : درست گفتی .
آن وقت امر فرمود : هزار مثقال طلا به او بدهند و البته آن فرد اهلیت هم داشت ؛ چون مرد با کمالی بود . حضرت علاوه بر
آن انگشتری که دویست درهم قیمت داشت به او مرحمت کرد .
ماخذ : معراج ، ص 219
- « المعروف بقدر المعرفه »
در بررسی این حکایت نکات ارزنده و پر مغزی وجود دارد که به تعدادی از آنها اشاره می کنم .
1. توجه و اتکا به خداوند همه مشکلات را حل می کند .
2. انسان برای اکرام شدن سراغ کریم ترین ها برود .
3. بخشش در مسیر علم آموزی ارزش والایی دارد .
4. علم آموزی موجب حصول نعمت های الهی می شود .
5. ادب و معرفت بهترین سرمایه محسوب می شود .
6. علم بدون حلم ارزش چندانی ندارد .
7. ثروت و مال بدون اکرام کردن دیگران ، پستی و خواری به همراه دارد .
8. کسی که فقر را با صبر در خود جمع کرده است ، انسان ثروتمندی ایست که نمی توان ثروتش را شمارش کرد .
با تشکر و سپاس
مجتبی ابراهیمی >>>>
|